موشهای کثیف؛ بیچاره خواهید شد

به گزارش پایگاه خبری نقلنو، نیمهشبی بهاری، زوزهٔ موشکهای اهریمنی، سیاهی دل شب را شکافت و هجوم آورد به خاک پاک میهن و در کمتر از چند ساعت، مام وطن داغدار فرزندانی عزیزتر از جان شد.
صبح فردا، مردم بهتزده و حیران برای آگاهی از آنچه بر سرشان آمد، دنیای مجازی و اخبار را رصد میکردند و سردرگم و گیج از هم میپرسیدند: «چه شده است؟» و دلهره بود که بیرحمانه تیشه به ریشهٔ جان مینواخت. اینک نوبت به میدان آمدن ارتش مجازی دشمن شده بود که با جنگ روانی، وقایع را آنچنان وارونه روایت کنند که پیروز نبرد چندساعته و بیرقیب شده و با افسانهسرایی دروغین خود، مانند زهری به کام مردم، جرعهجرعه جان بستانند.
ظاهراً برنامه طبق آنچه پیشبینی کرده بودند جلو میرفت، اما نکتهٔ مهمی وجود داشت که از آن غافل بودند و آن هم وجود قافلهسالاری از تبار حیدر کرار بود که در میان هجوم وحشیانهٔ دیوان و ددان شیطانی، چون خورشیدی جانبخش، جان بخشید بر تن مردمانش، امید شد و تابید بر دلهای ملتش، هادی و فرمانده شد برای سرداران و رزمندگان نظامی، سخنانش مرهمی شد بر دلهای زخمی مردم، با صلابت حیدریاش ثابت کرد که فرزندی خلف است از آن بزرگمرد خیبرشکن صدر اسلام.
فرماندهان را منصوب کرد و چونان کاوهٔ آهنگر برای نبرد با ضحاک زمانه، درفش کاویانی برافراشت.
سخنان پدرانهاش بر جان ملت نشست.
همه پشت در پشت هم ایستادند و هر کس در هر کجا برای دفاع از وطن به میان معرکه آمد، نیروهای نظامی پوزهٔ کریه شیطان را به خاک مالیدند و آن سرزمین به سرقت گرفته شده را، فتاح و سجیل باران کردند و برای یادآوری آنانی که تاریخ را فراموش کرده بودند، خیبرشکن را میهمان ناخواندهشان کردند و خرمشهر را نیز رعدآسا برایشان فرستادند تا ببینند و بدانند و بفهمند که مبدأ این بلاهای آسمانی کجاست.
و حال این دنیا بود که بهتزده به نظاره نشسته بود قدرت ایرانیان را در تقابل با آل صهیون.
در این میان اما، سفری رخ داد، اضطراب و ترس بود که از جان هموطنانمان رخت بربسته و همراه موشک به خانهٔ آن میهمانان وقیح ناخوانده رخنه کرده بود و آنها را چونان موشهایی کثیف که در دل خاک نقب میزنند، راهی دالانهای تاریک و تنگ زیرزمینی شان کرده بود.
آنانی که نیمهشبی سرمست در خیال خام خود، رویای نابودی ما را در سرهای تهی از مغزشان میپروراندند، از یورش شبانه به میهن پاکمان پشیمان کرده و آنها را از این حماقت نابخردانهٔ خود و پیکار با شیرمردان پارسی به غلط کردن انداخته و دست به دامان اربابان برای دریوزگی آتشبس کردند.
و حال این ما بودیم که با ایمان و شجاعت، فاتحانه نشان دادیم که مام وطن را نه چونان جان، بلکه عزیزتر از جان دوست میداریم.
یقین دارم اکنون فردوسی، آن حکیم پارسیگوی و حماسهسرای بزرگ ما نیز دوست میداشت در این زمان میزیست و شاهنامهای دیگر میسرایید از پهلوانان ایرانی، از مردانی از تبار رستم و آرش و زنانی از تبار رودابه و گردآفرید، حماسهای از شجاعت و میهنپرستی.
و این چنین است که توانمندی دفاعی، ریشهدار در عزم ملت، نه تنها سدی استوار در برابر تجاوز میسازد، بلکه با آفرینش حماسهای مشترک، جانتازهای در کالبد وفاق ملی میدمد. این همبستگی رزمآورانه، که از ایمان و ارادهای واحد سرچشمه میگیرد، خاکریز حقیقی برای پاسداری از آرمانها و بنیانگذاری تمدن نوین اسلامی است. همانگونه که پایداری در میدان نبرد، از همدلی در میدان وطن سر برمیآورد، تحقق آن تمدن تابان نیز در گرو این اتحاد ناگسستنی است که هر آزمونی را به فرصتی برای اعتلای همگان بدل میسازد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0