از آرزوی دیدن استاد تا طنین قوپوز در جشنواره رضوی؛ روایت عاشیق ذکریا ملکی از مسیری که با عشق آغاز شد

سایت خبری نقل نو- زهرا قزلسفلی: نوای گرم قوپوز در تالار فخرالدین اسعد گرگانی پیچیده است، صدایی که از دل فرهنگ و تاریخ آذربایجان برمیخیزد و این بار در هفتمین جشنواره ملی آواها و نواهای رضوی، ارادت به امام رضا(ع)، پیامبر اکرم(ص) و عشق به ایران را روایت میکند. بر صحنه، عاشیق ذکریا ملکی قولنجی ایستاده است؛ هنرمندی که سالها حافظ و راوی یکی از کهنترین سنتهای موسیقایی ایران بوده است.
گروه موسیقی عاشیقی با ساز قوپوز از استان آذربایجان غربی در نخستین روز جشنواره با اجرای سه قطعه «امام رضا(ع)»، «پیغمبر بزرگوار(ص)» و «ملت ایران» مورد استقبال حاضران قرار گرفت؛ اجرایی که در آن موسیقی، روایت و باورهای دینی و ملی در هم آمیخته بود.
اما داستان عاشیق ذکریا، سالها پیش از این اجرا آغاز شده است؛ در روستای قولنجی ارومیه، جایی که به گفته وی نفس کشیدن در هوای شعر و عاشیقی، بخشی از زندگی مردم بود.
وی میگوید: در روستایی بزرگ شدم که عاشیقها و شاعران بزرگی از آن برخاسته بودند، از کودکی صدای عاشیق درویش و عاشیق دهقان را از رادیو میشنیدم و آرزو داشتم روزی از نزدیک عاشیق درویش را ببینم.
این آرزو خیلی زود به واقعیت تبدیل میشود. روزی خبر میرسد که عاشیق درویش برای اجرای برنامه به قهوهخانه دایی او در روستا آمده است. ذکریای نوجوان خود را به آنجا میرساند و نخستین بار استاد را از نزدیک میبیند.
وی با لبخند از آن روزها یاد میکند و میگوید: وقتی ساز درویش را دیدم، محو نوازندگیاش شدم، بعدها داییام علاقه مرا به استاد گفت و ایشان مرا نزد خود فراخواند، هنوز جملهای که آن روز به من گفت را فراموش نکردهام؛ گفت اگر علاقه داشته باشی، تو را شاگرد خودم میکنم و عاشیق خوبی از تو میسازم.
چندی بعد، استاد درویش با یک ساز به روستا بازمیگردد؛ سازی که مسیر زندگی شاگردش را تغییر میدهد.
ملکی میگوید: استاد ساز را به من داد و گفت این هدیه استاد به شاگردش است. از همان روز آموزش جدی عاشیقی را آغاز کردم و دیگر در روستا همه مرا به نام عاشیق ذکریا میشناختند.
سالها شاگردی در کنار استاد، او را به یکی از چهرههای شناختهشده موسیقی عاشیقی تبدیل کرد. اما سال ۱۳۷۲ برایش سالی تلخ بود؛ سالی که استادش را از دست داد.
او با اندوهی که هنوز در صدایش شنیده میشود، میگوید: از دست دادن عاشیق درویش یکی از سختترین روزهای زندگی من بود. من فقط استادم را از دست ندادم، پدر معنوی خودم را از دست دادم.
با این حال، میراث استاد در وجود شاگرد باقی ماند، عاشیق ذکریا راهی را که از کودکی آغاز کرده بود ادامه داد و امروز به یکی از نامهای شناختهشده موسیقی عاشیقی کشور تبدیل شده است.
وی معتقد است: من از استاد درویش فقط ساز زدن و خواندن یاد نگرفتم، یاد گرفتم یک عاشیق چگونه باید میان مردم زندگی کند، چگونه حرمت هنر را نگه دارد و چگونه فرهنگ و هویت خود را حفظ کند، هر چه دارم از استادم دارم.
امروز صدای او از رادیو و تلویزیون آذربایجان شنیده میشود، در جشنوارههای ملی و بینالمللی حضور دارد و به عنوان داور و ناظر رویدادهای موسیقی فعالیت میکند، وی همچنین موفق به دریافت مدرک هنری درجه دو، معادل کارشناسی ارشد، از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شده است.
ملکی که اکنون شاگردان متعددی را آموزش میدهد، میگوید: بیش از ۴۰ داستان عاشیقی را از حفظ دارم و تمام مقامهای مکتب عاشیقی ارومیه را اجرا میکنم، وظیفه ما حفظ این میراث برای نسلهای آینده است.
نوای قوپوز در تالار فخرالدین اسعد گرگانی آرام آرام به پایان میرسد، اما روایت عاشیقی که روزی با آرزوی دیدن استادش راه هنر را آغاز کرد و امروز خود به یکی از راویان برجسته فرهنگ آذربایجان تبدیل شده، همچنان در ذهن مخاطبان باقی میماند؛ روایتی از عشق، شاگردی، وفاداری و پاسداری از میراثی که سینه به سینه به نسل امروز رسیده است.
برچسب ها :ارشاد اسلامی گلستان ، موسیقی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0