کد خبر : 2989
تاریخ انتشار : سه شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۵

زهرا قزلسفلی

«صفی‌آباد»؛ جایی که درختان جنگل‌های هیرکانی و کلماتِ کتاب با هم قد می‌کشند

«صفی‌آباد»؛ جایی که درختان جنگل‌های هیرکانی و کلماتِ کتاب با هم قد می‌کشند
در جغرافیایِ مه و کوهستان‌هایِ شرقِ گلستان، نقطه‌ای وجود دارد که اکسیژنِ آن تنها از درختانِ هیرکانی تأمین نمی‌شود؛ اینجا «صفی‌آباد» است؛ روستایی که در آن، هر ورقِ کتاب، بخشی از ضربانِ قلبِ آبادی است و «دانایی»، پیشه‌ای هم‌ردیفِ دامداری و کشاورزی. در این گوشه از ایران، کتاب دیگر روی قفسه‌ها حبس نشده، بلکه به خیابان‌ها آمده و در زندگی جانِ شیفته مردمانش، ریشه دوانده است.

به گزارش خبرنگار سایت خبری نقل نو، اینجا صفی‌آباد مینودشت است؛ جایی که وقتی صبح، خورشید از پسِ سینه‌ی کوه‌های البرز شرقی سر بر می‌آورد، صدایِ ورق خوردن کتاب‌ها، هم‌آوایِ آوازِ پرندگانِ جنگل می‌شود. اگر از جاده‌های پرپیچ‌وخمِ کوهستانی عبور کنید، روستایی را می‌بینید که در آن، مرز میانِ «کارِ سختِ مزرعه» و «لذتِ خواندن» به کلی محو شده است.

 

در مرکز این منظومه‌یِ روستایی، کتابخانه‌ای بنا شده که نه با دیوارهای سنگی، بلکه با «اشتیاقِ اهالی» پابرجاست. کتابدارِ روستا، اینجا نه فقط یک کارمند، که یک «راهبرِ فرهنگی» است؛ کسی که می‌داند چگونه دستانِ پینه‌بسته‌یِ کشاورز را با یافته‌های نوینِ باغداری آشتی دهد و چگونه بذرِ قصه‌ها را در ذهنِ کودکانی بکارد که شاید فردا نویسندگانِ بزرگِ این سرزمین شوند.

 

در صفی‌آباد مینودشت، کتابخانه نه یک فضایِ سرد و خاموش، که یک «میدانِ عمومی» است؛ جایی که «آگاهی» به اندازه «محصولِ کشاورزی» مقدس است. اهالی این روستا باهوش‌تر از آن‌اند که جغرافیایِ دورافتاده‌شان را بهانه‌ای برای انزوا کنند؛ آن‌ها دیوارهای سختِ کوهستان را با جادویِ کلماتِ مکتوبِ جهان شکافته‌اند. اینجا، قفسه‌های کتابخانه، پنجره‌هایی هستند که به سویِ دنیایی بزرگ‌تر باز می‌شوند و هر کتابی که به امانت گرفته می‌شود، قدمی است که یک روستایی برای فتحِ قله‌ای جدید در زندگیِ خویش برمی‌دارد.

 

اینجا سنت و مدرنیته به شکلِ عجیبی با هم دست دوستی داده‌اند؛ کشاورزی که با یک دست بیل بر دوش دارد و با دستِ دیگر جدیدترین کتابِ تخصصیِ حوزه فعالیتش را می‌خواند، تصویری است که در صفی‌آباد دیگر عجیب نیست. این روستا، «پایداری» را نه در شعار، که در عمل معنا کرده است؛ آن‌ها فهمیده‌اند که ریشه‌های یک آبادی، تنها در خاکِ حاصلخیز بند نیست؛ بلکه در عمقِ کتاب‌هایی است که هر شب در خانه‌ها گشوده می‌شود.

صفی‌آباد، امروز قصیده‌ای بلند از «بودن» است؛ روایتی از یک روستایی در مینودشت که به دنیا ثابت کرد، برای «جهانی شدن» نیاز به عبور از مرزها نیست؛ کافی است کتاب را به خیابان‌های روستا بیاوری و بگذاری تا کلمات، راهشان را به قلب‌ها باز کنند. اینجا صفی‌آباد است؛ روستایی که در آن، «کتاب» زنده است و «دانایی»، تنها راهِ رسیدن به قله‌های سرسبزِ گلستان.

 

«صفی‌آباد»؛ جایی که کتاب، نبضِ بیداری است

 

کفتر تیموری یکی از ساکنان این روستا، با نگاهی به گذشته یادآوری می‌کند که پیش از تأسیس این مرکز، شورِ خواندن در میان مردم شعله‌ور بود، اما امروز با وجود این کتابخانه، این اشتیاق به بستری حرفه‌ای برای تمامی گروه‌های سنی تبدیل شده است.

 

وی نقشِ مدیریت و کتابدار روستا را کلیدی می‌داند و می‌افزاید:به‌روزرسانیِ مداومِ منابع و تأمین کتاب‌های جدید، نشان می‌دهد که این مرکز دقیقاً می‌داند نبضِ جامعه کجاست و چگونه باید به نیازهای فرهنگی ما پاسخ دهد.

 

وی خاطر نشان کرد:نکته‌ای که صفی‌آباد را از سایر نقاط متمایز می‌کند، رویکردِ «به‌روز» و «تحلیلی» کتابخانه است. در دورانی که تحولاتِ پرشتاب جهانی، از جمله در ایام جنگ ، ذهن‌ها را درگیر کرده بود، این کتابخانه با تهیه و عرضه سریع آثار تحلیلی و مستند، دسترسی به اطلاعاتِ صحیح را برای مردمِ روستا فراهم کرد. این اقدامِ حرفه‌ای نشان داد که در صفی‌آباد، فاصله میانِ یک اتفاق جهانی و آگاهیِ روستایی، تنها به اندازه ورق زدن یک کتاب است.

 

وقتی نیاز مردم، «کتابخانه» را می‌سازد

مراد تمرتاش، که در زمانِ تأسیس، عضوِ شورا بود و خود از پیشگامانِ این حرکتِ فرهنگی محسوب می‌شود، دلیلِ اصلیِ شکل‌گیریِ این کتابخانه را نیازِ واقعیِ مردم به دسترسی به منابعِ فرهنگی عنوان می‌کند و می‌گوید: ایده از دلِ همین نیازِ ملموس جوانه زد و پیگیریِ مستمرِ شورا، همراه با همکاریِ فعالِ تک‌تکِ اهالی، باعث شد این خواسته مهم در کوتاه‌ترین زمان ممکن به واقعیت بپیوندد.

 

تمرتاش با اشاره به اینکه ساختمانِ اولیه کتابخانه در زیرِ مسجدِ روستا بنا نهاده شد، بر ضرورتِ ایجادِ فضایی مستقل و شایسته‌تر برایِ توسعه‌یِ فعالیت‌ها و ارائه‌یِ خدماتِ بهتر تأکید می‌کند: اگر بخواهیم این مرکزِ فرهنگی روز به روز بالنده‌تر شود و بتواند پاسخگویِ نیازهایِ رو به رشدِ اهالی باشد، نیاز به زمینی مستقل و ساختمانی جداگانه، امری ضروری است.

با وجودِ این، استقبالِ مردم از کتابخانه، گواهِ نقشِ حیاتیِ آن در ارتقایِ سطحِ فرهنگِ مطالعه است. تمرتاش در همین رابطه تصریح می‌کند: «با اینکه کتابخانه نقشِ برجسته‌ای در مطالبه‌گریِ فرهنگی ایفا می‌کند، اما کمبودِ برخی منابعِ تخصصی و محدودیتِ امکاناتِ سرگرمی و نشاط در فضایِ بیرونیِ کتابخانه، همچنان از چالش‌هایِ اساسیِ ماست که نیازمندِ برنامه‌ریزیِ دقیق برایِ تقویت و توسعه‌یِ آن‌ها هستیم.

 

صفی‌آباد با اتکا به اراده‌یِ جمعیِ مردمانش، نشان داده است که چگونه یک «نیازِ فرهنگی»، می‌تواند به «حرکتی سازنده» و «مرکزی اثرگذار» بدل شود؛ داستانی که همچنان ادامه دارد و چشم‌اندازِ روشنی برایِ آینده‌یِ فرهنگیِ این روستایِ کوهستانی ترسیم می‌کند.

 

کتابخانه‌ای که به قلب فرهنگی یک جامعه بدل شده است

 

کتابدار جوان و پرتلاش روستای صفی‌آباد سخن را از جایی آغاز می‌کند که هویت این روستا را خلاصه می‌کند:کتابخانه عمومی صفی‌آباد امروز قلب فرهنگی روستا شده است.

 

احمد بهشتی می‌گوید اهالی این روستا، از کودکان گرفته تا مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها، عضو کتابخانه هستند و با کتاب پیوندی مستقیم دارند که به باور او برای یک روستا، نه فقط قابل توجه، بلکه بسیار ارزشمند است.

 

بهشتی با اشاره به گستره کتاب‌دوستی در صفی‌آباد توضیح می‌دهد که در این روستا کتاب فقط بر قفسه‌های کتابخانه ننشسته، بلکه در خانه‌ها، مدرسه و حتی جمع‌های خانوادگی نیز حضور دارد. به گفته وی، برای مردم صفی‌آباد کتاب تنها وسیله‌ای برای سرگرمی نیست، بلکه راهی برای گفت‌وگو، یادگیری و رشد است؛ باوری که بر این اصل استوار مانده که دانایی و آگاهی، اصلی‌ترین سرمایه هر جامعه به شمار می‌رود.

 

این کتابدار پرتلاش در ادامه به فعالیت‌های شاخص کتابخانه اشاره می‌کند و از راه‌اندازی باشگاه کتاب‌خوانی، برگزاری منظم مسابقات فرهنگی، نشست‌های جمع‌خوانی و برنامه‌های قصه‌گویی می‌گوید؛ برنامه‌هایی که به گفته وی، کودکان را از همان سال‌های نخست زندگی با کتاب مأنوس کرده و خواندن را به بخشی از تجربه روزمره آنان تبدیل کرده است.

 

وی با لبخند ادامه می‌دهد:کتابخانه برای بچه‌های صفی‌آباد خانه دوم است و بیشتر اوقات فراغت کودکان در همین فضا می‌گذرد؛ جایی که میان قفسه‌های کتاب، به ماجراجویی فکری می‌پردازند و هر صفحه برایشان دریچه‌ای تازه به جهان است.

 

به باور وی، تجربه صفی‌آباد ثابت می‌کند که اگر مردم با نهادهای فرهنگی همراه شوند و کتاب را جدی بگیرند، حتی در دل کوه نیز می‌توان چراغ آگاهی را روشن نگه داشت.

 

صفی‌آباد امروز، به تعبیر وی، فقط یک روستا نیست؛ الگویی زنده برای روستاهای منطقه است، جایی که کتاب به نفس زندگی مردم تبدیل شده و فرهنگ، از دل جمعی کوچک، به هویتی ماندگار بدل شده است.

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.